چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384
من زنم..................
من زنم كه ديگر بيدار گشته ام
از خاكستر اجساد سوختهي كودكانم برخاستم و توفان گشتهام
از جويبار خون برادرانم سر بلند كرده ام
از توفان خشم ملتم نيرو گرفته ام
از ديوارها و دهكدههاي سوخته كشورم نفرت به دشمن برداشتهام
حالا دگر مرا زار و ناتوان مپندارهموطن،
من زنم كه ديگر بيدار گشتهام
راه خود را يافتهام و هرگز بر نميگردم
من ديگر آن زنجير ها را از پا گسستهام
من درهاي بستهي بيخبري ها را گشودهام
من از همه چوري هاي زر وداع كردهام
هموطن واي برادر، ديگر آن نيستم كه بودم
من زنم كه ديگر بيدار گشته ام
من راه خود را يافته ام و هرگز برنميگردم
با نگاه تيز بينم همه چيز را در شب سياه كشورم ديدهام
فرياد هاي نيمه شبي مادران بيفرزند در گوشهايم غوغا كرده اند
من كودكان پا برهنه، آواره و بيلانه را ديدهام
من عروساني را ديدهام كه با دستان حنا بسته،
لباس سياه بيوگي بر تن نمودهاند
من ديوار هاي قد كشيدهي زندان ها را ديدهام
كه آزادي را در شكم هاي گرسنهي خود بلعيده اند
من در ميان مقاومت ها، دليري ها و حماسه ها دوباره زاده شدم
من در آخرين نفس ها در ميان امواج خون و در فتح و پيروزي
سرود آزادي را آموختهام
حالا ديگر مرا زار و ناتوان مپندار
هموطن واي برادر،
من در كنار تو و با تو در راه نجات وطنم همنوا و همصدا گشتهام
صدايم با فرياد هزاران زن برپا گشته پيوند خورده است
مشتم با مشت هزاران هموطنم گره خورده است
من در كنار تو و در راه ملتم قدم گذاشتهام
تا يكجا بشكنيم اين همه رنج زندگي و همه بند بندگي
من آن نيستم كه بودم
هموطن واي برادر،
من زنم كه ديگر بيدار گشتهام
من راه خود را يافتهام و هرگز بر نميگردم
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384
سخنرانی فریبا داوودی مهاجر به مناسبت مراسم شب تاسوعای حسینی در حسینه ارشاد:
به نام اسلام با حقوق زن مخالفت می شود
فريبا داوودي مهاجر طي سخناني در مراسم شب تاسوعاي حسيني كه از سوي انجمنهاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي شهر تهران و سازمان ادوار تحكيم در حسينيهي ارشاد برگزار شد، گفت : پيام زينب(س) براي زنان ما مسووليت اجتماعي و نه پردهنشيني و خانهنشيني است. بايد براي مردان و به خصوص زناني كه پيام مبارزه را به ما رساندهاند اما در صفحات تاريخ از آنها يادي نميشود درود فرستاد.
عضو شوراي سياستگذاري سازمان ادوار تحكيم اظهار داشت: عاشورا فرياد عليه ظلم و ناداني است، آيا ما امروز در مجالس حسين(ع) اين شعائر را فراهم ميكنيم و عليه ظلم و جاهليت سخن ميگوييم؟ عاشورا مرگ نبود بلكه زندگي بود، حركت انفعالي نبود كه حركتي انقلابي بود.
وي افزود: پيام ديگر عاشورا افشاگري بود، اگر از ديدگاه جامعهشناسي تاريخي به عاشورا بنگريم اين پيام را درك ميكنيم. عاشورا جنگ ميان آب و عطش نبود، بلكه مقابله با ظلم و ناداني بود. عاشورا مكتب تاريخساز و انسانساز و در پي اجراي عدالت بود.
داوودي مهاجر تصريح كرد: افسوس و صد افسوس كه شيعه بعد از عاشورا بيشتر بر مصائب عاشورا گريست و كمتر بر مسائل عاشورا تفكر كرد، وگرنه تن به هيچ كدام از مظاهر تبعيض ميان انسانها نميداد.امروز ما شاهد مراسم مختلفي براي عاشورا هستيم اما به صورتي نمادين و تراژيك.
وي با تاكيد بر نقش زن در واقعه عاشورا اظهار كرد: زينب(س) كه پيام آور عاشورا ناميده ميشود پيش از آن زني مستقل بود كه در تمام صحنههاي سياسي ـ اجتماعي جامعه حضور داشت. اگر ايشان زني پردهنشين بود چگونه مي توانست با چنان اقتداري با يزيد صحبت كند. زينب(س) عليالاصول به لحاظ نفس مشاركت در جريان سياسي وارد عرصه عاشورا شد در حالي كه 1300 سال بعد از آن جريان علماي اسلام با مدرسه رفتن دختران مخالفت ميكردند. آيا آنها زينب(س) را نشناخته بودند؟ چه مشاركتي بالاتر از حضور در جنگ و عاشورا. آيا سخنان ايشان در برابر يزيد از خون حسين(ع) كمتر است و از يك زن پردهنشين ميشود انتظار چنين سخناني را داشت؟
فريبا داوودي مهاجر گفت: 1400 سال پيش ما چنين زناني داشتيم و اكنون متاسفانه به نام اسلام با حقوق زن مخالفت ميشود. برخي معتقدند كه حضرت زينب(س) و فاطمه(س) معصوم بودند اما مگر دربارهي امسلمه نشنيدهايم. زماني كه همه ميترسيدند از علي(ع) صحبت كنند او از ايشان سخن ميگفت. همچنين زينب(س) بارها مورد مشورت برادرانش قرار گرفت. تاريخ ما سرشار از زناني است كه باقي ميمانند و اگر آنها نبودند آيا امروز ميتوانستيم سخنان حسين(ع) را بشنويم
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384
چی فکر می کردیم چی شد!
حالم خیلی خیلی خرابه!حسابی با خودم درگیرم تا به حال این طوری نشده بودم نمی دونم چمه یه تحول غریب تو خودم احساس می کنم!نمی دونم شاید دارم مثله همه ی زنها رام و اهلی میشم.گوشه گیر .آرام و متین. با وقار
از وقتی وارد دانشگاه شدم ذهنم بر شده از؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این ترم اینقد شمار این؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ها بالا رفت که دیگه هیچی تو ذهنم نمی رفت. خلاصه که ...
برام جالب بود چند روز بیش که رفته بودم دانشکده ترم اولی ها رو دیدم.غرورو هیجان تو چشماشون موج میزد!سر ساعت میرفتن سر کلاس مشتاقانه منتظر ورود استاد میشستن و ۱ ساعت بعد با قیافه های درهم بر می گشتن تو حیاط. ولی بیچاره ها بازم امید داشتن .شنیدم به هم می گفتن عیبی نداره حالا این استاد نیومده دلیل نمیشه بقیه هم نیان.شاید خواب مونده.دلم براشون سوخت یاد خودمون افتادم وقتی ترم اولی بودیم .چی فکر می کردیم چی شد!
یادش به خیر همون روزای اول دانشگاه به نظرم محیط عجیب غریبی اومد یه طوری بود !دانشجو ها(ترم بالایی ها)ا خیلی بی انگیزه و بی هیجان به نظر می اومدن ولی من تو خودو شور عجیبی احساس می کردم(نمی دونستم قراره منم مثله اونا بشم)فکر می کردم دیگه دانشجو شدم این حق رو دارم که که اعتراض کنم خیلی چیزا رو تغییر بدم!آخه مثلا ما جزو نخبگان ایران آبادیم.فکر می کردم دانشجو این حق رو داره که یه مقاله جنجالی بنویسه و خیلی از چارچوب ها رو زیر سوال ببره و خیلی چیزای دیگه.
اما خیلی زود فهمیدم که دچار توهم غریبی شدم .چند تا اعتراض تو دانشگاه صورت گرفت اونم کاملا مسالمت آمیز ولی بچه ها تهدید شدن که به کمیته انضباطی ارجاع داده میشن...مجوز نشریمون رو هم گرفتن چون می خواست دگر گونه بیاندیشد..
بعد از اون تصمیم گرفتیم فعالیت های فرهنکی بکنیم . اما جلوی اون رو هم گرفتن.تازه فهمیدم چرا دانشجوهای ترم بالایی اینقد بی انگیزه هستن.هر چه بیشتر مقاومت کنی سرخورده تر میشی.این جا همون مکان مقدسیی که بهش میگن دانشگاه !!!!!!!!!!!!!
شنبه بیست و دوم بهمن 1384
روزهايي در تاريخ مبارزات بشري وجود داشته و دارند، كه هيچگاه از خاطره انسانهاي آزاديخواه و دوستداران بشريت محو نخواهد شد. يكي از اين روزهاي فراموشي ناپذير روز جهاني 8 مارس(روز رهايي زنان از قيد و بندهاي استثماري است) . اين روز شروعي بود براي پايان دادن به نظام ظلم و ستم طبقاتي و تبعيض و نابرابري جنسي . ولي در اين روز و با اين شروع مبارك، برگي زرين در تاريخ مبارزات زنان ورق خورد و زنان دنيا متوجه اين حقيقت تابناك شدند كه ميتوان و بايد بر عليه ظلم و ستم طبقاتي بر شوريد و پيروز شد!
و حالا بعد از گذار از صد سال مبارزه زنان آزاده و مقاوم ايران زمين ، در ميهن غرق بخون ما ايران، بر ميخوريم به ستارگاني درخشان كه به مانند شهابي فروزان ، آسمان ايران را نورافشان نمودند. آزادگاني كه طي 26 سال مبارزه و جنگ و گريز با جانيان قرن، كه به خون زنان مهين اسيرمان تشنه اند ، چنگ در چنگ شده و آسمان ايران زمين را ستاره باران نمودند. آنان به مانند ستارگاني در شبهاي تيره و تار ايران ، درخشيدند و گل وجود بسياري از آنان به دست حاكمان دين پناه ، پر پر شد.
ولي اين مبارزه همچنان ادامه دارد ، هر چند در پروسه اين 26ساله مقاومت براي رهايي، ظاهرا در برخي از سرفصل ها ، شعله ها به خاموشي گرائيده اند ، ولي خاكستر گدازان اين مقاومت دوباره شعله ور خواهد شد.
خاكستر تو را باد سحرگان
هر جا برد گلي ز باغ رويد ،
اي مطلق تمام سرودها!
زنان ايران زمين
اكنون ديگر ، وقت برخاستن است!
براي شروعي ديگر ، در روز 17 اسفند چهارشنبه ، ميخواهيم روز رهايي زن در 8 مارس را گرامي بداريم و همگي با هم سرود آزادي سر دهيم.
بنظر ما روز 8 مارس ، روز رهايي جوانان ايران زمين نيز هست، چرا كه رهايي مردان و كل جامعه ، منوط به رهايي زنان ايران زمين است. پيشگامان آزادي و برابري، كساني كه در تمامي انقلابات و خيزش هاي آزاديخواهانه پرچمدار رهايي ايران زمين بوده و هستند.
پس در اين روز از تمامي جوانان تهراني دعوت به عمل مي آوريم كه دوشادوش زنان آزاديخواه ، به حمايت از اين جنبش پرداخته و نداي آزادي سر دهند.
اي آزادي در راه تو بگذشتم از طوفانها
پر پر كردم قلب خود را چونان گل در ميدانها
تا بگشايد گلبانگ تو بر لبهاي انسانها!!
پيش بسوي برگزاري هر چه باشكوه تر جشن رهايي در روز 8 مارس
ساعت و مكان اين تجمع متعاقبا اعلام خواهد شد.
انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران- مهري اميري
چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384
چرا زنان كمتر از مردان به مصطفي معين راي دادند ؟
چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384
بتی فریدن فیلسوف فمینیست مدرن درگذشت 
چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384
از فضای وبلاگ قبلیمhttp://www.borhan.blogfa.com خیلی خیلی خسته شده بودم دیگه اصلا دلم نمی خواست به روزش کنم......این شد که یه وبلاگ جدید ساختم.اسمش رو گذاشتم زن شورشی آخه راستش جدیدا یه کتاب از روزا لوکزامبرگ (زن شورشی)شروع کردم به خوندن که به شدت تحت تاثیر نوع شخصیت این زن قرار گرفتم.این شد که گفتم شاید بد نباشه منم به سهم خودم در زنده نگهداشتن اسم این زن به تمام معنا شایسته کوششی کرده باشم.تمام تلاشم بر این است که بتوانم در این وبلاگ دغدغه های فکری خودم رو در باب مسایل و مشکلات زنان امروز جامعه ایران به قلم در بیاورم.امیدوارم بتوانم در این زمینه گوشه ای هر چند ناچیز از بار سنگین زن بودن را پا به پای همه زنان طالب عدالت و برابری بر دوش بکشم.........!

