تبليغاتX
زن نوشت

جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385

چند شعر که شاعرش را نمی دانم کیست!

اصلا وقت مطلب نوشتن ندارم فعلا این ها رو داشته باشید تا بعد امتحانات فعالانه خدمت برسیم!

 

کشتمش!

نه اشکی چکید

نه خونی جاری شد

نه ناله ای از گلوی بکرش

در آواز آمد.

حتی به رسم شکایت

نیم نگاهی به من نینداخت

تا به آتشم کشد از

نفرتی که در خویش پرورده بودم...

 

***

 

لای لای،

من مادر تمام کودکان مرده ی زمین ام

لای لای،

گهواره های بی حجم سکوت

در بیداری ابدی شان

مادران یک روزه ی زمین را

به تمسخر می گیرند.

 

***

 

چهره اش را برگرداند

زانوهایش را بغل زد

و در بزرگواری بی نظیرش

به انتظار نشست...

 

***

 

 دنیا در سکوت رشد می کند،

کودکان بی نام اما

در تکاپوی زاده شدن

معلق مانده اند...

 

نوشته شده توسط نازی در 19:42 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385

سلام.فعلا هیچ خبری نیست . امن و امان.البته اگر خبر دستگیری رامین جهانبگلو رو نادیده بگیریم! هیچ نوشته ای هم ندارم که بزنم این جا.خیلی بی حوصله ام.دلم هوای فروغ رو کرده.

Go to fullsize image

اینم شعر وداعش:

میروم خسته و افسرده و زار      سوی منزلگه ویرانه خویش

بخدا میبرم از شهر شما            دل شوریده و دیوانه خویش

می برم تا که در آن نقطه دور      شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه عشق      زین همه خواهش بی جاه و تباه

می برم تا ز تو دورش سازم       ز تو ای جلوه امید محال

میبرم زنده به گورش سازم         تا از این پس نکند یاد وصال

ناله می لرزد می رقصد اشک        آه بگذار که بگریزم من

از تو ای چشمه جوشان گناه         شاید ان به که بپرهیزم من

بخدا غنچه شادی بودم                دست عشق آمدو از شاخم چید

شعله آه شدم صد افسوس            که لبم باز بر آن لب نرسید

عاقبت بند سفر ÷ایم بست            میروم خنده به لب خونین دل

می روم از دل من دست بردار         ای امید عبث بی حاصل

نوشته شده توسط نازی در 13:56 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385

تجمع اعتراض‌آميز جمعي از دانشجويان دانشكده‌ اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي

گزارش خبرگزاری ایسنا از تجمع را بخوانید.

نوشته شده توسط نازی در 19:34 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385

گزارش ایسنا از تجمع امروز مقابل خانه فرهنگ را بخوانید

تجمع اعتراض‌آميز جمعي از دانشجويان مقابل خانه فرهنگ دانشگاه علامه طباطبايي

نوشته شده توسط نازی در 8:1 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم اردیبهشت 1385

امروز دیگر از عشق خبری نیست!

آنان که می گویند زنان برای چه حق طلاق می خواهند؟!ببینندو بخوانند زجر جانکاه این زن و هزاران زن قفل بر دهان بسته مانند او را.

بیایید به هنگام ازد واج واقع بین باشیم.و به عنوان یک انسان خواهان حقوق بر باد رفته خود شویم.

بیایید زنان خود را آگاه سازیم که این گونه در خواری و ذلت زیستن شما را شایسته نیست.هر چند آگاه زیستن بسیار دشوار تر از بی خبریست.اما حداقل می توانیم دخترانمان را با حقوق انسانی خود آگاه سازیم و به پسرانمان بیاموزیم که شخصیت انسانی یک زن چیزی جز این است.

هستيا:

چشمانم را باز می کنم، صورتم می سوزد، کوفتگی تنم اجازه حرکت را نمی دهد. به هر زحمتی است خودم را بلند می کنم. باید دخترم را به مدرسه بفرستم.
یاد لبخند «مهتاب» باعث می شود، دردم را فراموش کنم. بلند می شوم. اما به زمین می افتم. پاهایم توان ندارد. آنقدر درد می کند که نمی توانم بایستم. شاید هم شکسته باشد. به خود می پیچم و صدایی بر نمی آورم، نباید قلب دخترم بیش از این جریحه دار شود.
لنگ لنگان به سمت آشپزخانه می روم. چای را آماده می کنم و چند لقمه نان و پنیر.
دخترم را صدا می زنم، لباسش را آماده می کنم.
- مامانی چی شده؟ چرا زیر چشمت کبوده؟ گوشه ی لبت هم داره خون می یاد.
دستی به صورتم می کشم، خون لبم را پاک می کنم و با لبخندی که به سختی می زنم او را راهی می کنم. چقدر چشمان دخترکم غمناک است!
- مامانی تو همه ی دنیای منی.
دستش را دور گردنم گره می کند:
- مامانی دوست دارم. همیشه پیشم بمون.
دوست دارم با صدای بلند گریه کنم. کاش مادرم زنده بود! خدایا چی کار کنم؟ یاد 10 سال پیش می افتم. وقتی قرار عقد را گذاشتیم. نوبت من بود تا شروط ضمن عقد را تعیین کنم. حق طلاق، حضانت فرزندان، تعیین مسکن و ...
با همه موافقت کرد اما می گفت:
- عشق ما بالاتر از این چیزهاست. همه چیزم را به پای تو می ریزم.
روز عقد مرا به گوشه ای کشید و گفت:
- مهشید جان شرمنده ام.
سرش پایین بود و خجالت می کشید.
دلم ریخت.
- چی شده عباس؟
- نترس، مشکلی نیست، راستش .... مادرم می گه، فامیل ما نسبت به طلاق خیلی حساسند. اگر بفهمند حق طلاق با توئه، برامون حرف در میارن. ما هم که این قدر همدیگر و دوست داریم، پس این چیزها اصلا مهم نیست، مگه نه؟
اخمهایم در هم رفت.
- مهشید جان همه ی زندگی من مال توست، من که با همه ی شروط تو موافقم. این یکی را به خاطر من .....
با خودم فکر کردم با ین همه عشق هیچ وقت به فکر طلاف هم نخواهیم افتاد.
- باشه، موافقم.
لبخند رضایتی بر لب نشاند و برای خطبه ی عقد راهی شدیم.
یاد روزهای شیرین ....
و قطره اشکی که زخمم را تازه تر می کند. گرمی خون را در دهانم حس می کنم. سه تا از دندانهایم شکسته. ای کاش هرگز گول آن لبخند لعنتی اش را نخورده بودم.
فکر می کردم عشق همه ی زندگی مان است. یاد دیشب می افتم. از این که وقتی عصبانی به خانه آمد، با افتادن یک بشقاب وحشیانه به جانم افتاد. مدتهاست این کار همه روزه او شده. از هر چیز بهانه ای می سازد.
«چرا دم در می ری؟»
«تو حیاط زیاد راه نرو.»
«صدای تلویزیون رو کم کن.»
همه بهانه است تا عقده هایش را خالی کند. دخترم تنها امیدی است که با آن زندگی را ادامه می دهم، اما ...
راهی برایم نمانده، حق حضانت فرزند با من است ولی....
هر شب مرا کتک می زند و می گوید:
- اگر طلاق می خوای باید «مهتاب» رو به من بدی.
نمی دانم پاره ی تنم را برای چه می خواهد؟
دائم از کتک های پدرش به آغوش من پناه می آورد و اشک می ریزد. صبح ها به بهانه ی «مهتاب» از خواب بیدار می شوم. چگونه از حقی که از آن من است، بگذرم؟
تازگی ها دیر به خانه می آید، بعضی از شبها هم که اصلا خانه نمی آید. می گوید:
- طلاقت را بگیر و برو. مادر خوبی برای «مهتاب» دارم.
من یک زنم و باید بسوزم و بسازم.
می گوید:
- تنوع را دوست دارم. خیلی برایم تکراری شده ای.
یا باید دخترم را بگذارم یا باید زیر دست و پاهایش خرد شوم.
... و امروز دیگر از عشق خبری نیست.

نوشته شده توسط نازی در 19:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم اردیبهشت 1385

واکنش شدید ميرزا جواد تبريزي، مكارم شيرازي، فاضل لنکرانی، صافي گلپايگاني، نوري همداني و مصباح یزدی به دستور احمدی نژاد مبنی بر حضور زنان در ورزشگاهها

 

آیت اله لنکرانی :

اولا از نظر فقهي روشن است که نظر زن به بدن مرد حتي بدون لذت و ريبه جايز نيست

و ثانيا از مسائلي که اسلام روي آن تکيه فراوان دارد عدم اختلاط زن و مرد است.

همچنين آيت‌الله ميرزا جواد تبريزي نيز اعلام كرد:

اجتماع زنان و مردان در ورزشگاه‌ها كه معمولا همراه با امور فسادانگيز و ارتكاب حرام است 

بر مردان وزنان جايز نيست.

آیت اله نوری همدانی:

پيشنهاد مذكور از دو جهت مخالف موازين اسلامي است:

 1- از جهت نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم 

 2- به اين شكل شركت هزاران زن و مرد در يك مجمع و رفت و آمد آنها هر چند جاي 

نشستن آنها از هم جدا باشد، بالاخره موجب اختلاط و فساد خواهد شد.

بدون شرح:

منبع:انتخاب

نوشته شده توسط نازی در 17:55 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385

 

آفتاب / الناز انصاری: درست در ساعت ٥ عصر روز یک‌شنبه ویترین بورس مانتو فروشی‌های تهران در میدان هفت تیر تغییر کرد. مانتو‌های کوتاه، محترمانه به گونی‌های انبار فرستاده شدند و مانتو‌های بلند و تیره فرصتی برای نمایش خود در ویترین پیدا کردند. از ساعت ٥عصر روز یکشنبه که هم زمان بود با آغاز مبارزه با بد حجابی مانتو فروشی‌های تهرانی از فروش مانتوهای کوتاه و اسپرت منع شدند تا از سوی اتحادیه، استاندارد قد مجاز مانتوها رسما اعلام شود. تا آن زمان مانتوهای بلند فروخته خواهند شد.

قصر سبز ، شهر خبرنگار
صبح روز یکشنبه رییس مرکز اطلاع رسانی نیروی انتظامی خبر از ارشاد فروشندگان مانتو میدان ٧تیر داد. ساعت ٥ عصر همان روز فروشگاه "قصر سبز" شاهد اتفاقی بود که هزار تیتر از دل آن بیرون می‌آید. فروشگاه پر بود از سوالهای خبرنگاران و پاسخ رییس و قائم مقام اتحادیه صنف پوشاک. سرنوشت ویترینهای میدان پر تردد ٧ تیر روز یکشنبه در این فروشگاه رقم خوردو هم زمان با تکاپوی قصر سبز ، مغازه دارها تغییر دکوراسیون می‌دادند.

آغاز ارشاد
با احتساب تاخیر یک روزه، این اولین روز کاری گروه گشت ارشاد نیروی انتظامی برای برخورد با بد حجابی بود.
از ٢٩فروردین گذشته مجلس شاهد تجمع جمعی از زنان خانواده‌های شهدا و ایثارگران علیه بد حجابی بود.

عماد افروغ ، فرهنگی ترین چهره آبادگران در این تجمع حاضر و از این زنان خواسته بود تا علیه بد حجابی موج ایجاد کنند. تمامی اینها در شرایطی رخ می‌داد که نیروی انتظامی اعلام کرده بود از اول اردیبهشت با مظاهر بد حجابی برخورد می‌کند اما طرح جمع آوری مانتو‌های کوتاه از فروشگاهها را روز یکشنبه به طور غیر رسمی از سوی اتحادیه صنف پوشاک به اجرا در آمد.

شیرازی رییس و دولتجو نایب رییس این اتحادیه روز یکشنبه سوژه دوربین‌ها و واکمن‌های خبرنگاران بودند.
شیرازی در جمع خبرنگاران گفت:این یک دستور العمل نیست و تنها خواست مردم است.

او در پاسخ به سوال خبرنگار آفتاب که پرسید :مردم ازچه کانالی خواست خود را مبنی بر جمع آوری مانتو‌های کوتاه با اتحادیه مطرح کرده اند گفت:"ما از ابتدای سال تا به امروز تماسهایی از طرف خواهران داشته‌ایم که میگفتند مانتو بلند گیر نمی‌آورند"
او بارها و بارها تاکید کرد که هیچ دستور و فشاری از سوی نیروی انتظامی نیست و جمع آوری مانتوهای کوتاه تنها به خاطر تماس‌های مردمی صورت گرفته است.

صادرات غیر نفتی ازنوع مد
بازار مانتو ایران شب عید امسال در تسخیر کشورهایی بود که در آنها کمتر زنی در طول عمر خود مانتو پوشیده است. چین ، ترکیه، هند و پاکستان. این کشورها پیش از داغ شدن بازار شب عید ، گرم تولید مانتو برای زنان ایران بوده اند. این مانتوها با قیمت ٣تا٥ هزارتومان وارد ایران می‌شدند و در فروشگاههای پایتخت و دیگر شهرهای ایران تا ٤٥ هزار تومان به فروش می‌رفتند. اما امروز نایب رییس اتحادیه صنف پوشاک این مژده را به ایرانیان داد که به زودی مانتوهای مد ایرانی تولید و به کشورهای عربی همسایه صادر خواهد شد.

آیا ژاپن و آمریکا در رقابت خود در تولید پارچه‌های چادری از چین و هند و ترکیه در صادرات پارچه‌های نخی مانتویی شکست خواهند خورد یا طرح نیروی انتظامی تحولی در بازار پارچه و مد پدید خواهد آورد که تمامی وارد کنندگان بعد از کسب سودهای کلان از کشور جوان و تنوع طلب ایران چشم بپوشند.

وجب ، متر ، خط کش
مانتوی کوتاه یعنی چند سانت؟روسری و شلوار استاندارد یعنی چه ؟ این سوال اصلی فروشندگان و تولید کنندگانی است که وقتی مانتوهای دمده و مجلسی را توی ویترین با مانتوهای کوتاه عوض می‌کنند با خود به زمزمه می‌نشینند.

مشتری از فروشنده مانتوی اسپرت می‌خواهد. فروشنده می‌گوید: تا یکی دو روز خرید نکنید تا استانداردها را اعلام کنند. احتمالا ١٠٠ تا ٩٠ سانت حداقل قد اعلام شود. فعلا نخرید.
وقتی بازار طلا در دوندگی صعودی خود از نفس می‌افتاد و خرید و فروش‌ها راکد مانده بود کسی فکرش را نمی‌کرد برای خرید مانتو هم باید به انتظار ثبات شرایط بود.

پسران مصون
عجیب ترین کنفرانس خبری فروشگاه قصر سبز یکی دو ساعت بعد تمام شد. گشت ویژه ارشاد نیروی انتظامی به ارشاد زنان میدان ٧ تیر مشغول بود.
گروهبان یکم ، مسگر ، از زنان پلیس نیروی انتظامی و یکی از ارشاد کننده‌ها بود که لباس سبز تیره فرم اش زیر چادر مخفی بود.

او همزمان با مصاحبه آفتاب تمام حواس اش به عابران بود و هر از چند گاه صحبت‌هایش را قطع می‌کرد و به همکار خود می‌گفت بگیرش. اون یکی رو. برو رفت تو پیاده رو . . .
گروهبان مسگر در مورد موارد ارشاد زنان می‌گوید:« فعلا در مورد مانتو دستوری صادر نشده ولی با شال‌های باریک و شلوارهای کوتاه برخورد می‌شود. »

او هدف از اجرای این طرح را حفظ امنیت خانم‌ها عنوان می‌کند و اعلام می‌کند برای مردان هیچ دستوری برای ارشاد صادر نشده است و تنها زنان بد حجاب و زنانی که در اتومبیل‌های شخصی کشف حجاب می‌کنند مورد نظر هستند.

بلند مثل تابستان
فروشندگان میدان هفت تیر نسبت فروش مانتوهای کوتاه به بلند را طی یک و نیم ماه گذشته ٩٥ به ٥ به نفع کوتاه‌ها اعلام می‌کردند. یکی از مغازه‌ها ویترین خالی خود را به نمایش گذاشته. این مغازه هیچ مانتو بلندی ندارد و باید منتظر گونی‌هایی باشد که حالا دست به دست در مغازه‌های بازار بورس مانتو میدان می‌چرخند.

چرخش قدرت در دولت چرخش دیگری را در چهره اجتماعی شهر رقم زد. حالا زنان تهرانی با مانتوهای بلند خود به استقبال فصل داغ می‌روند.
نوشته شده توسط نازی در 22:29 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385

چگونه شرايط ضمن عقد را در عقدنامه اضافه کنيم؟

 
 

ناگفته پيداست زنان پس از ازدواج از حقوقي به مراتب کمتر از شوهران خود برخوردارند. در حالي که طلاق، حضانت فرزندان و... حق مرد است، زن بايد براي سفر به خارج از کشور، ادامه تحصيل و کار، رضايت شوهرش را کسب کند. اخيرا بسياري از دختران جوان، به همراه شوهران آينده خود ضمن آن که اعتقاد دارند اين قوانين ظالمانه است و بايد تغيير کند، با نگرفتن مهريه، خواستار افزايش شروطي مثل حق طلاق، نصف شدن دارايي مشترک، حضانت، سفر، کار و... براي زن شده اند اما از آنجايي که جامعه و بسياري از خانواده ها آمادگي روبه رو شدن با اين تصميم را ندارند، عملا به مشکلاتي برخورده اند. اطلاعاتي که در زير آمده به همه کساني که تصميم گرفته اند مثل دو انسان برابر زندگي خود را شروع کنند کمک مي کند مشکلات و مسائل احتمالي بعدي را حل کنند.
پس از اينکه دو طرف، دختر و پس در هنگام خوانده شدن خطبه و پس از آن اعلام مي کنند که مي خواهند شرايطي را به عقدنامه هاي خود بيفزايند، بسياري از دفترخانه هاي ازدواج خود با عباراتي حقوقي، شروط را به نکاحنامه اضافه مي کنند. اما گاهي يک بي دقتي يا نارسايي جمله در عقدنامه باعث مي شود شرط کاملا از اثر بيفتد و دادگاهها آن را باطل يا بدون اثر بدانند. بنابراين لازم است براي اضافه کردن هر شرطي به عقدنامه، به دقت آنچه مي خواهيد را براي سردفتر تشريح کنيد.
ممکن است سردفتري که به او مراجعه کنيد اشکالاتي براي اضافه کردن شروط بتراشد يا شما را به دفتر اسناد رسمي حواله کند. به او ياد آوري کنيد که کارش غيرقانوني است و شما مي توانيد از او به خاطر تخلفش شکايت کنيد. همچنين بگوييد اگر جاي اين شرطها در عقدنامه نيست پس چرا آن 13 شرط در عقدنامه چاپ شده اند. و البته براي پرهيز از اينگونه مجادلات، آن هم در زماني که پدر و مادر و بستگان در محضر حضور دارند و مي خواهند کار هر چه زودتر تمام شود، چند روز پيش از زمان تعيين شده براي عقد به دفترخانه مراجعه کنيد و شرايطتتان را به سردفتر اعلام کنيد و مطمئن شويد او در کار شما مشکل تراشي نخواهد کرد.در زير، جملات استاندارد براي دو شرط مهم يعني داشتن حق طلاق ،حق حضانت فرزندان و تعيين تکليف دارايي مشترک آمده است. همچنين براي حق سفر، ادامه تحصيل و کار، کافي است از سردفتر بخواهيد اين حقوق را به شرايط ضمن عقد شما بيفزايد.
1.حق طلاق:زوج به زوجه وکالت با حق توکيل غير مي دهد که خود را مطلقه سازد؛ با حق تعيين داور، تعيين تکليف مهريه و ساير امور با مراجعه به مراجع صالحه
دقت کنيد اگر در عقدنامه فقط آمده باشد که زوجه حق طلاق دارد (يا جملاتي شبيه به اين)، اين شرط هيچ قابليت اجرايي نخواهد داشت چون طلاق از نظر حقوقي يک حق نيست که دادني يا گرفتني باشد بلکه يک "ايقاع" مختص به شوهر است. يعني حق يکطرفه مرد براي اينکه طلاق بدهد و اوست که فقط مي تواند به کس ديگر مثلا همسر خود وکالت بدهد که از طرف او اين ايقاع را انجام دهد.

2.در صورت طلاق، الويت در حضانت فرزندان با مادر خواهد بود.
3.دارايي به دست آمده توسط هر يک از زوجين پس از ازدواج به منزله دارايي مشترک محسوب و در هنگام طلاق، نصف خواهد شد
توصيه ما به شما اين است که براي اينکه در يک شرايط برابر، مانند دو انسان برابر ازدواج کنيد، با گرفتن اين حقوق، ديگر مهريه نگيريد. 
دقت کنيد اگر در عقدنامه فقط آمده باشد که زوجه حق طلاق دارد (يا جملاتي شبيه به اين)، اين شرط هيچ قابليت اجرايي نخواهد داشت چون طلاق، حق نيست که
اگر بدون افزدودن شرطي به عقدنامه ازدواج کرده ايد و حالا مي خواهيد شرط يا شروطي را اضافه کنيد، بايد به همراه همسرتان و با در دست داشتن شناسنامه ها و عقدنامه به يک دفتر اسناد رسمي (و نه دفتر ازدواج) مراجعه کنيد.. در آنجا سندي جداگانه براي شروط شما تنظيم خواهد شد که معمولا سند وکالت است که به موجب آن شوهر شما به شما براي طلاق يا ساير امور وکالت مي دهد. 

 

منبع:سایت زنان ایران

نوشته شده توسط نازی در 22:49 |  لینک ثابت   •