تبليغاتX
زن نوشت

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385

                  تولدت مبارک رفیق "چه"...
 

 

           

نوشته شده توسط نازی در 21:14 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385

زنان مقابل زنان

درد آور است شرم آور است به واقع نمی دانم چه بگویم.زنان در مقابل زنان .....!!!!!!!!!

این زنان سیاه پوش  دخترک بیچاره را زدند تحقیرش کردند .اطرافش حلقه زده اند با او همانند حیوان رفتار می کنند آن گونه که با آن ها رفتار شده است .دخترک مگر چه می خواست مگر شعارش چیزی به غیر از برابری بود آیا این واژه این قدر تهدید آمیز و ترسناک است که با او این گونه رفتار شود ؟

عجیب است همیشه از حقوق خود مقابل مردان صحبت می کنیم و میگوییم ان ها حقوق ما را از ما گرفته اند اما حالا می بینی زن مقابل زن ایستاده  جای تاسف است.واقعا نمی دانم باید چه کرد زنان در جامعه ایران از حد اقل حقوق انسانی خود به سختی بر خور دار می شوند و مشکل اساسی عدم حمایت قانونی از زنان در ایران است آخر تا به کی باید سکوت کرد؟ تا کی می توانیم زنان خود  را در مسیر رشد اجتماعی به عقب برانیم ؟زنان افسرده زنان سر خورده در اجتماع ما کم نیستتند انواع خشونت ها شبانه روز سلامت روانی آنها را تهدید می کند . در محیط کار .در خیابان .در خانه . زنان خود به این خشونت ها عادت کرده اند و جزو لا ینفک زندگی روزانه آن ها شده است.اما ای کاش آگاه بودیم که زنان شکست خورده و تحقیر شده تا چه حد می توانند رشد و سلامت یک جامعه را تهدید کنند چرا که این مادران هستند که پسران و دختران ما را تربیت میکنند و این مادران هستند که خواسته یا ناخواسته حقارت ها و سر خوردگی ها ی خود را به فرزندانشان به خصوص دخترانشان منتقل می کنند. مادر از زن بودن در ذهن خود یک الگوی منسجم و محقر دارد و با التبع دختر خود را نیز آنگونه می خواهد.

زنان و دختران تحصیل می کنند وارد بازار کار می شوند اما همواره زندگی خود را در معرض تهدید می بینند روزانه با هزاران برخورد خشونت آمیز در کوچه و خیابان شخصیت انسانیشان لگد مال می شود .

زنان در جامعه ما از پشتوانه شخصیتی برخوردار نیستند و تعریف درستی از خود و  جایگاه خود به عنوان یک زن ندارند. در تاریخ و قانون ما  زن همواره در هاله ای از ابهام بوده .

من فکر می کنم بهترین کمکی که می توان به شرایط تاسف بار زنان در جامعه ایران کرد آگاه کردن آن ها از حقوق انسانی خود و تعریف کردن جایگاه و شخصیت آن ها به عنوان یک انسان است. چرا که انسان تا از حقوق اولیه خود اگاهی نداشته باشد مسلما از پایمال شدن آن ها نیز احساس خطر نمیکند.

باید دختران خود را آگاه کنیم از توانا یی های خود از قدرت و شخصیت خود باید به آنها بیاموزیم که به عنوان یک انسان می توتنند خواستار حداقل حقوق انسانی خود شوند.

باید آنها را با مواد قانونی سراسر تبعیض آمیز آشنا کنیم .قانونی که زن را همواره تحت حمایت مرد می داند درست همانند یک محجر و یا یک صغیر.

 

 

Women in  IRAN  -تجمع زنان

 

نوشته شده توسط نازی در 20:35 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم خرداد 1385

22 خرداد: تجمع مسالمت‎آميز زنان در اعتراض به قوانين زن ستيز

 ما زنان در 22 خرداد سال گذشته يک دل و يک صدا اعتراض خود را به کليه قوانيني که حقوق زنان را نقض کرده ابراز داشتيم اما مطالبات بر حق ما همچنان بي پاسخ مانده است.


logo-zananzzzz.jpg


از زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطه، طي 100 سال گذشته، تلاش زنان ايراني همواره متوجه دستيابي به حقوق برابر و انساني بوده است. اما با وجود تمامي اين تلاش ها، در کليه قوانين از جمله قوانين مدني و جزايي، حقوق اوليه زنان همچنان ناديده گرفته شده و بن بست هاي قانوني بسياري را بر زندگي زنان جامعه ايراني تحميل کرده است.

 

نوشته شده توسط نازی در 14:39 |  لینک ثابت   • 

شنبه سیزدهم خرداد 1385

 

«منی که به سانسور اندیشه و گفتار خود تن می‌دهم، منی که به بهانه‌ی ترس، از یک طرف، و قدرت قاهر از طرف دیگر در امور شهر و کشور خود دخالت نمی‌کنم، رای نمی‌دهم، انتخاب نمی‌کنم و انتخاب نمی شوم، تجاوز را می بینم و دم نمی زنم، منی که باید بروم و در برابر میزی بنشینم و حساب عقیده‌ی خود را و ایمان خود را، حساب دوستی‌های خود را و دشمنی‌های خود را، حساب دیروز و امروز و فردای خود را به بیگانه‌ی سمجی که نماینده‌ی قدرت قاهر روز است پس بدهم، اهانت ببینم و زیر ورقه‌ی اهانت را به‌دست خود امضا کنم، من شاید آزادی را بفهمم، ولی جرات آزادی ندارم. نقصی، علتی در شخصیت انسانی من است که اگر بر آن آگاهم، هرچه زودتر باید به جبران آن برخیزم؛ وگرنه شایسته‌ی نام انسان نیستم.»

به آذین رفت....

محمود اعتمادزاده (م. به‌آذین) - مترجم پیشکسوت -  دهم خردادماه ٨۵، درگذشت.

در همین زمینه:

زندگی نامه ای از به آذین ((محمود اعتماد زاده)) بخوانید.

ویژه نامه نشریه چیستا برای به آذین

به آذین ما رفت: تمام عمر گدازش و سوزش...،سهيل آصفي

تدفین پیکر به آذین در کرج

 

نوشته شده توسط نازی در 8:56 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم خرداد 1385

دلتنگی

من تن شب را سخت در آغوش کشیدم

و به  خود فشردم

شهر جیغ زد..

تو نبودی...

و نخستین پرتو سپیده دم

از پستان های شب

فوران کرد

نوشته شده توسط نازی در 19:28 |  لینک ثابت   • 

شنبه ششم خرداد 1385

مشاهیر:

سوفی ردموند

در سال ۱۹۳۵ سوفی ردموند اولین زن دورگه هلندی بود که موفق به دریافت مدرک پزشکی گردید.او خود را وقف ارتقا موقعیت زنان کرد، او نه تنها یک پزشک بلکه سیاستمدار، نمایشنامه نویس، بازیگر و فمینیست بود. او یک برنامه رادیویی در زمینه مسایل پزشکی به زبان سورینامی (Sranan Tongo) تهیه کرد.نمایشنامه هایش با موضوعات سیاسی بوده است. سوفی ردموند هنوز هم در بین زنان دورگه، جزو پیشگامان و در فرهنگ سورینام از احترام خاصی برخوردار است.

نوشته شده توسط نازی در 20:6 |  لینک ثابت   • 

جمعه پنجم خرداد 1385

نمنه؟؟!!

چه کسی باور می‌کنه... هزاران نفر بخاطر "نمنه" ‌به خیابان بیان؟

می‌توان با دید خوشبینانه نگاه کرد... و به یاد آورد که "نمنه" جزو کلماتی است که روزانه در تهران استفاده می‌شود... مانند بسیار کلماتی که از تبریز و اردبیل و ارومیه به تهران رسیده است... می‌توان سخت نگاه کرد و گفت مانا اشتباه کرد... حال باید چه کرد؟ مگر نه اینکه مانا نیستانی و روزنامه ایران عذرخواستند؟

مردم تبریز عصبانی هستند... مردم ارومیه هم... چه فرقی دارد؟ مردم ایران...
اما چه کسی گمان می‌کند این خشم از کاریکاتور مانا نیستانی باشد؟
جرا باید مسایل را اینقدر ساده کنیم؟
و مانا نیستانی را گوشت قربانی؟
سال‌هاست مردم ایران از حقوق بشری و حتی حقوق قانونی خود محروم هستند، اقلیت‌های قومی (البته آذربایجانی‌ها از اقلیت بسیار بیشتر هستند! چیزی نزدیک به اکثریت!) مشکلات بیشتری دارند، اضافه کنید مشکلی به نام نبود آزادی استفاده زبان مادری و فرهنگ منطقه‌ای و برابری با بقیه اقوام را که مندرج در قانون اساسی هم هست...
وحال مانا نیستانی باید پاسخگوی سال‌ها تبعیض و فشار باشد؟
نمی‌دانم چرا زمانی که مدیرمسئول روزنامه دولتی باشد و یا نماینده خودی مجلس، خبرنگار و طراح به زندان میافتد!

کسی به من میگه مدیر مسئول مسئولیت چه چیزی رو دارد؟

نوشته شده توسط نازی در 23:12 |  لینک ثابت   • 

جمعه پنجم خرداد 1385

نگاهی به موقعیتی که یک دختر ۱۸ ساله محکوم به اعدام در ان زیسته است

کميته بين المللي عليه اعدام

نازنين در اعماق جامعه

او اکنون ۱۸ ساله است. ۱۸ سالگي ، براي هر جواني، با شادي و شور بايد آغاز شود و معمولا در جوامع نرمال، هجده ساله شدن جوانان را جشن ميگيرند و شروع زندگي در شرايط جديد را به فرد تبريک ميگويند. ولي نازنين ما در زندان وحشتناک رجايي شهر است. او در کنار زنان زيادي در سلول زندان ، ۱۸ ساله شد و هر روز ، از وحشت اعدام و طناب دار همه بدنش ميلرزد.

او اولين فرزند يک خانواده پرجمعيت است. بعد از او يک پسر ۱۶ ساله، يک دختر ۱۴ ساله، يک دختر ۱۰ ساله و ۹ ساله و آخرين فرزند خانواده يک پسر ۲ ساله است. نازنين مجبور ميشود بعد از کلاس دوم، از مدرسه دست کشيده و به نگهداري از کودکان ديگر در خانه مشغول شود، جرا که مادر خانواده براي کمک به زندگي، مجبور بوده در خانه ها خدمتکاري کند.

مادر نازنين ، زن رنج ديده اي است که فارسي را به زحمت صحبت ميکند. همه اين خانواده از سنندج هستند. و به زبان کردي مسلط هستند. از مدتها قبل ساکن کرج و خانواده کارگري مهاجري هستند که با رنج و مرارت و زحمت زندگي ميکنند.

مادرش به خبرنگار ما ميگويد ، که شوهرم مريض است. بيماري کبد دارد و کبدش در حقيقت خراب شده است. چهار بار عمل جراحي شده و پول عمل او را نيز ديگران داده اند. اکنون او زمين گير است و نميتواند کار کند.

من به کار در منازل مردم، فرش شستن و نظافت خانه ها مشغول بودم و اکنون بدليل اينکه مدتها و بطور مداوم به مواد شيميايي براي شستن فرش و غيره دست زده ام، حساسيت پيدا کرده ام و دکتر اين کار را براي من قدغن کرده است. خوب شکم اين بچه ها را کي بايد سير کند؟

نازنين يک روز براي خريد از خانه بيرون ميرود. دختر عموي او نيز بهمراه اوست. دختر ۱۷ ساله ديگري ، که باهم براي خريد ميروند.

نازنين تعريف کرده است که چهار نفر مزاحم ما شدند. اول شروع کرديم به در رفتن و سپس فرياد زديم و کمک خواستيم، اما کمکي به ما نشد، شروع به فرار کردن کرديم، در آنسوي خيابان يک دفعه هر چهار نفر به ما رسيدند و دختر عمويم را گرفتند . آنها گفتند او را با خودمان مي بريم، بعدش ولش ميکنيم، نترس. و نازنين که احساس مسئوليت ميکرده دوباره شروع به فرياد زدن و کمک خواستن ميکند، و وقتي يک ماشين را در آنجا آماده مي بيند که ظاهرا دختر همراهش را ميخواسته سوار کند با چاقويي که بهمراه داشته از خودشان دفاع ميکند و به اين ترتيب، خودش هم نميداند بعدا چه ميشود.

اکنون نازنين در زندان و به انتظار چوبه دار است.

خانواده فقير او در کرج، حتي پول وکيل گرفتن نداشته است. و حتي پول سر زدن به زندان و رسيدگي به امورات او را نداشته اند. کميته عليه اعدام از همان روزهاي اول پخش خبر حکم اعدام بر عليه نازنين جوان، براي نجات او فراخوان به يک کمپين جهاني داده است.

اکنون نام نازنين در دنيا مشهور شده است. در ايتاليا کميته نجات نازنين فعال است و در آلمان سازمان بزرگ مدافع حقوق زن، تره ده فام امضا جمع ميکند، عفو بين الملل خواهان لغو اين حکم است و نازنين ملکه زيبايي در کانادا براي نجات او دست به کار شده است.

ما بايد کاري کنيم که حکومت اسلامي جرات نکند نازنين ۱۸ ساله را اعدام کند. در عين حال ما بايد در مورد موقعيت زندگي او و نازنين هاي ديگر در ايران صحبت کنيم. در مورد فقر و نداري، در مورد بيکاري و عدم دريافت دستمزدها از سوي کارگراني که کار هم دارند، در مورد گراني و استيصال و در مورد ستم بر مردم و زن ستيزي وحشتناک در اين جامعه .

سوال اينست که اگر نازنين مقاومت نميکرد چه ميشد؟ اگر مورد تجاوز واقع ميشد چه کساني و کدام نهادها از او دفاع ميکردند. آيا او بعد از اين تجاوز قرباني زن ستيزي حکومت و يا قتل ناموسي نميشد؟ اين چه سيستمي است که زن را انسان حساب نميکند و اگر متاهل بود و به او تجاوز کردند، بجرم رابطه خارج از ازدواج اين زن را سنگسار ميکند و اگر مقاومت کرد و در جريان دفاع از خود باعث مرگ فردي شد، او را اعدام ميکنند؟

نوشته شده توسط نازی در 14:29 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم خرداد 1385

3. تجمع دانشجویان علامه: امروز در حدود 400 نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی تهران در محل دانشکده علوم اجتماعی این دانشگاه تجمعی برگزار کردند.این تجمع در حمایت از خواست های دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه تهران و محکومیت حمله شب گذشته اوباش و نیروهای امنیتی به خوابگاه کوی دانشگاه بود. در این تجمع همچنین نسبت به سرکوب اقلیت ها و مردم تبریز نیز اعتراض شد. و شعارهایی بر علیه انتصاب ریاست دانشگاه ها داده شد.دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی، تفتیش عقاید اساتید را محکوم کرده و خواهان بازگشت اساتید اخراجی، به دانشگاه ها شدند.
2.آخرین خبرها از دانشجویان زخمی در درگیری های شب گذشته حکایت از این دارد که یک تن از آن ها در CCU به سر می برد و پنج تن دیگر در بیمارستان بستری هستند. از سرنوشت یکی از دانشجویان هیچ خبری در دست نیست و گفته می شود که وی مفقود گشته است. از دیگر سو تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه تهران تا ساعتی دیگر آغاز خواهد شد.
1. شب گذشته زمزمه هایی مبنی بر آغاز یک تجمع دانشجویی در کوی دانشگاه تهران در اعتراض به اخراج هفت تن از اساتید دانشگاه تهران شنیده می شد. حضور اراذل و اوباش انصار حزب الله و نیروهای چماق به دست در اطراف کوی محسوس بود. در اواخر شب گذشته در کوی دانشگاه تهران درگیری و زد و خوردی پیش آمد که تا امروز ادامه دارد. گفته می شود بیش از 40 تن از دانشجویان زخمی شده اند و در حدود 10 نفر در بازداشت به سر می برند. درگیری ها در داخل کوی همچنان ادامه دارد. و دانشجویان تنها مانده اند. خیابان امیرآباد توسط نیروهای پلیس مسدود شده و اجازه رفت و آمد به مردم عادی داده نمی شود.

 
 
نوشته شده توسط نازی در 21:57 |  لینک ثابت   •