تبليغاتX
زن نوشت

پنجشنبه دوم شهریور 1385

آزار جنسی

در اتاقم ناگهان باز شد. پسر عمویم را در چارچوب در دیدم. نیم نگاهی به اشیای اتاقم انداخت. گفت: «به به، چه اتاق قشنگی داری؟ این تابلو مال کیه؟»
ترسیده بودم. مادرم برای خرید بیرون رفته بود. در خانه، تنها بودم.
ناگهان به سمتم دوید. دستانم را گرفت. مرا هول داد. به دیوار خوردم. فشارم داد. صدای تپش قلبم را می شنیدم. هیچ چیز را نمی دیدم. دستانم را محکم گرفته بود. بازوهایم درد گرفته بودند. خیلی مقاومت کردم. صورت وحشی اش دائما روی صورتم کشیده می شد. در همان حال سعی می کرد یکی از دستانش را روی سینه هایم بگذارد. خودم را کنار می کشیدم. قفسه ی سینه ام را به دیوار فشار می داد. بی حس شده بودم. خیلی سعی کردم تا دستش را کنار بزنم. زورش چند صد برابر جثه اش شده بود. فقط می توانستم جیغ بکشم. گفت «خفه شو، وگرنه خفت می کنم.» دستش را روی دهانم گذاشت. من خم شدم. مرا به زور برگرداند، ناخواسته، برگشتم، اینبار سینه ام روی دیوار بود. سرم را به دیوار فشار می داد. دامنم را کنار زد. دستش را به پاهایم می مالید. به گریه افتاده بودم. کنار گوشم، آرام می گفت: «چیزی نیست، الان تمومش می کنم،». باز هم مقاومت می کردم، فریاد زد: «تکون نخور، لعنتی» موهایم را می کشید. سرم درد، گرفته بود. انگار پوست سرم داشت کنده می شد. به ناله افتادم. خواهش کردم، این کار را نکند. به جان پدرش، مادرش و عزیزترین کسانش قسمش دادم.
.
.
.
..... نفسم بند آمده بود. می خواستم بمیرم. الان هم می خواهم بمیرم. می خواهم برای همیشه بمیرم.

***********************************
این دختر سه روز بعد از فاش کردن این ماجرا به مشاور دبیرستانش، خودسوزی کرد. بدن نیمه سوخته ی او در یک روز بارانی دی ماه در یک محله ی متوسط شهر گرگان، در میان موزاییک های سیاه شده حیاط، کنار حوض آب و شیون پدر و مادر، بی جان افتاده بود. یک گالن 4 لیتری بنزین که مقداری از آن باقی مانده بود، چوب کبریت های پخش شده روی زمین، و کاغذی کوچک در کنار حوض که معلوم بود با شتاب نوشته شده است، تنها یادگار او در آخرین لحظات زندگی اش بود.
« مرا ببخشید، دیگر نمی توانستم زنده بمانم»

خشونت مرزندارد وخشونت درهرمنطقه شکل وفورم خودرا دارد.

 

آزار جنسی تجربه ای تلخ است که تقریبن در طول شبانه روز زنان ما آن را به گونه های مختلف به جان می خرند.آزار جنسی را می توان این گونه تعریف کرد:هر گونه توجه نشان دادن به بدن زن بدون توافق صریح یا ضمنی مشروط بر آن که ماهیت جنسی داشته باشد.ازار جنسی ممکن است در محیط کار.در جامعه.خیابان و یا در محیط خانه و خانواده از جانب افراد ذکور بر زنان اعمال شود.و در اکثر این موارد زنان سکوت و تسلیم در برابر خشونت صورت گرفته را به اعتراض و فاش کردن آن چه گذشته است ترجیح می دهند. چرا که اگر تسلیم نشوند و بخواهند در مقابل تجاوز صورت گرفته اعتراضی بکنند همه نگاه های سرزنش آمیز به سوی ان ها حمله ور می شود مبنی بر اینکه خودشان زمینه تجاوز صورت گرفته را فراهم کرده اند.و محکوم به بی آبرویی خواهند شد و یا حتی گاهی  این اعتراض باعث از دست دادن شغل و یا تحمل انواع دیگری از خشونت خواهد شد.

در جامعه ما به دلیل فراهم نبودن شرایط برای ارضای نیاز های جنسی ازار جنسی تبدیل به یکی از  خشونت های شایع در ایران شده است.

بر اساس گزارش های «موسسه پيشگيری از آزار جنسی کودکان و نوجوانان در ايران»، دختران، زنان، و کودکان، به فراخور وضعیت هایی که به آن دچار هستند، در معرض آزار جنسی قرار دارند.

نتایج تحقیقات به صورت زیر است:
- بيست و سه درصد از زنان روسپی در کودکی مورد سوءاستفاده جنسی اطرافيان خود قرار گرفته بودند.
- بسياری از دختران برای مخفی نگاه داشتن آزار جنسی از ازدواج امتناع می کردند.
- بسیاری از دختران تحت آزار خشونت جنسی از اين بيم داشتند که خودشان مورد سوءظن و تنبيه قرار بگيرند.
- دختران وحشت داشته اند، مورد سرزنش قرار بگيرند که خود زمينه ساز سوءاستفاده جنسی بوده اند.
- سوء استفاده جنسی از کودکان در خانه و خانواده می تواند از سوی پدر، برادر، عمو، دايی و هر خويشاوند مردی صورت گيرد.

مردان به عنوان یکی از جدی ترین عاملین خشونت های جنسی شناخته شده اند و در جامعه ما به دلیل نوع فضای مذهبی و فرهنگی حاکم بسیاری از مردان تجاوزات صورت گرفته  را برای خود و دیگران به راحتی توجیح می کنند.مانند پدری که می گفت: «به دخترم تجاوز کردم، چون می خواستم ببینم آیا از نظر جنسی سالم هست یا نه؟» (گزارش کانون زنان ایرانی)

تفکر مردسالانه و خود برتر بینی مردان و فضای سیاسی و فرهنگی حاکم و هم چنین ارضا نشدن نیاز های جنسی مردان به دلیل فضای بسته حاکم و از طرف دیگر نبود حمایت قانون و یا حتی پشتیبانی اطرافیان از زنان خشونت دیده. آزار جنسی و سایر خشونت ها را در جامعه ما تبدیل به یک بیماری کرده است.و هر روز شاهد گوشه گیر شدن عده ای دیگر از زنان آزار دیده خود  هستیم.زنانی که باید بی هیچ گناهی قربانی لذت جویی مردان شوند و بهای آن را بپردازند. از دست دادن اعتماد به نفس .گوشه گیرو منزوی شدن.از صحنه اجتماع کناره گیری کردن و ایجاد روح بد بینی در زن بهای هنگفتی است که از بابت آزار جنسی از جانب زنان پرداخت می شود.


نوشته شده توسط نازی در 19:20 |  لینک ثابت   •