تبليغاتX
زن نوشت

شنبه چهارم شهریور 1385

فعالان جنبش زنان در تدارك كمبين «‌يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز»

 

نويسنده: گروه خبر زنستان

 

کمپین «یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» یک‌شنبه ۵ شهریور با برگزاری نشست «تاثیر قوانین بر زندگی زنان» آغاز به کار می‌کند.
اين كمپين كه در راستاي پيگيري قطعنامه تجمع ۲۲ خرداد، از سوي جمعي از فعالان جنبش زنان تدارك ديده شده است، تلاشي وسيع براي تغيير قوانين ناعادلانه و زن ستيز است و در نظر دارد با جمع‌آوري يك ميليون امضاء، فراگير بودن اين خواسته در لايه‌هاي مختلف جامعه را اعلام كند.
کار رو در رو با زنان ایرانی در سطح گسترده، آگاهی از نیازها و مشکلات حقوقي آن‌ها در زندگی روزمره و در نهایت افزایش آگاهی و حساسیت آنان در زمینه مسائل حقوقی و نابرابری‌های حقوقی زنان و مردان نيز از ديگر اهداف اين كمپين هستند كه از طريق ارتباط چهره به چهره براي جمع‌آوري امضاها دنبال مي‌شوند.
در اين نشست جمعي از وكلا، دانشگاهيان، هنرمندان و نويسندگان پيرامون ضرورت تغيير قوانين تبعيض‌آميز حوزه زنان سخن خواهند گفت و فعالان زن شركت كننده در كمپين، اين طرح را معرفي مي‌كنند.
اولين جلسه از سلسله نشست‌هاي «تاثير قوانين بر زندگي زنان» يكشنبه ۵ شهريور از ساعت ۱۷ الي ۲۰ در سالن موسسه رعد به نشاني: شهرك غرب، فاز ۲، خيابان هرمزان، خيابان پيروزان جنوبي، روبروي خيابان ششم برگزار مي‌شود.

 

پ.نوشت:

دوتا از دوستان عزیزم  علیرضا علیزاده و  پدرام صادقیه به تازگی به جمع وبلاگ نویسان پیوستن خیلی خوشحالم و بهشون تبریک می گم.

از همه دوستان عزیز به خاطر خبر نادرست زیر آب رفتن ارامگاه کوروش معذرت می خوام عکس ها همگس مونتاژ بود .خبر اساسن سر کاری.........!

 

فعلن درگیر اسباب کشی هستم اشتباه نشه قصد جابه جایی وبلاگ رو ندارم.مشغول اسباب کشی خانه هستم.

 

اسباب کشی  فارغ از نو شدن فضایی که توش زندگی می کنی و فراموش کردن همه دلبستگی هات در جایی که زندگی می کردی خودش یه امر جالبیی. در این پدیده که شامل همه موجودات زنده می شه تو جمع و جور کردن وسایلات گاهی با چیزهایی برخورد می کنی که سال هاست سراغشون نرفتی و یه جورایی از زندگیت پاک شدن.مثل من که وقتی داشتم کمدم رو خالی می کردم یه دفعه مشتی از عروسک هام خالی شد رو سرم.عروسک هایی در مدل های مختلف زشت و یبا .با دامن چین دارو موهای آراسته.لبهای غنچه شده.صورت های بزک شده.

با دیدن این عروسک ها که نمادی کامل از زن  هستند.یه سفر به گذشته ها کردم زمانی که با هر اسباب بازی جدیدی شاد  می شدم و کلی ذوق می کردم آلا عروسک هام.به یاد ندارم ته به حال هیچ عروسکی رو نوازش کرده باشم یا شبها مثل سایر دختر بچه ها عروسک هام رو بغل کنم.

بعد از گذشت دوران بچگی اولین باری که یه عروسک جدید رو لمس کردم تقریبان چند هفته پیش بود.عروسک زیبا و بزک شده ای بود سوغاتی بود از سفر یکی از دوستان.هیچ احساسی نسبت به عروسک نداشتم.فقط وقتی نگاش می کردم خودم رو میدیدم  که برای خوش امد دیگران کلی روم کار شده طوری که با هر حرکتی ممکنه این زیبایی ساختگی که همه رو به خودش جذب می کنه از دست بدم.

وقتی بچه تر بودم نسبت به عروسک هام هیچ واکنشی نداشتم .اما الان از عروسک متنفرم.از صورت معصومشون. از ظرافت بدنشون. از لباس های دست و پاگیری که به تن می کنند. از کفش های پاشنه بلند و کیف هایی که باید مدت ها سنگینیش رو روی یه شونشون تحمل کنند. ا اون همه نقش و نگاری که روی صورتشونهازارم میده. 

از عروسک متنفرم چون نمادی از یک زنه چون الگویی برگرفته از جنس مونث.قادر به لمس کردن عروسک نیستم  چون با لمس کردنش خودم رو تایید کردم من با نگاه کردن به عروسکم خودم رو می بینم دامن چین دارم .صورت معصوم  و بزک کرده ام .تن ظریفم که تنها برای بیشتر لذت جویی مردان تراشیده شده. کفش پاشنه بلندم که به سختی روی آن راه می روم.من در عروسک خودی را می بینم که هر لحظه طردش می کنم اما لحظه ای دیگر برای پذیرفته شدن در جامعه ملتمسانه به آن چنگی زنم.

عروسک را ترد می کنم چون خودم را ان گونه که باید باشم نمی یابم.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط نازی در 11:12 |  لینک ثابت   •