تبليغاتX
زن نوشت -

یکشنبه چهاردهم مرداد 1386

وبلاگ من تقریبا دیگه متروکه شده.ولی این 11 امشب جدا روحم رو شاد کردا...!

 

 

 

 

نویسنده: 11

شنبه 9 تير1386 ساعت: 17:7

چيكار كنم الان گريه كنم؟ مينيويسي كه مردم دلشون برات بسوزه. خيلي خودخواهي. خودخواه ترين دختري كه تو عمرم ديدم. فكر ميكني فقط تو آدمي اي كاش ميشد بهت فحش بدم تا عقدهايي كه ازت دارم خالي بشه. ولي هيف از طرفي هم خيلي دوست دارم(خوشحال نشو عاشقت نيستم.دنبالتم نيستم) و اينكارات ميزارم به حساب بچه بودن و جنبه ي دانشگاه نداشتنت... خيلي خيلي ازتو عصبانيم بگو چكار كنم؟ دلم ميخواد بزنمت خيلي هم بزنمت...از دست كاراي خودخواهانه ي تو داغونم...

 

 

این شماره 11 طفلکی چه قدر از من دلخوره.یاد ندارم که این همه از دست کسی ناراحت شده باشم که بخوام این همه عقده ایش کرده باشم.به هر حال احساس غرور میکنم چون اولین باره که میشنوم یکی رو داغون کردم.هر کی هستی حقته. تنها راهی هم که واسه خالی شدنت بهت پیشنهاد میکنم اینه که بشینی و تا میتونی بزنی تو سر خودت که لیاقتت همینه.نتیجش رو به من بگو.شک ندارم زود خوب میشی.

 

نوشته شده توسط نازی در 23:45 |  لینک ثابت   •